عطا ملك جوينى

413

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

اطراف با خليفهء ناصر عبّاسى بر ضدّ ناصر الدّين منكلى والى بلاد جبل بتفصيل مذكور در متن قيام نموده بودند وى نيز در جزو متّحدين با سپاه اربل در مصاف حاضر و سردار جميع عساكر متّحدين بود ، از سنهء 617 ببعد پس از خروج مغول و حملات مكرّر ايشان بنواحى بلاد او وى بكرّات با عساكر خود باتّفاق عساكر موصل و بغداد در صدد دفاع برآمد گرچه چندان كارى از پيش نبرد « 1 » ، و در سنهء 622 پس از معاودت سلطان جلال الدّين منكبرنى از هندوستان و عبور وى از حدود بلاد وى صاحب‌ترجمه با سلطان مزبور از در صلح و مسالمت درآمد « 2 » ، عاقبت در 28 رمضان سال 630 در اربل وفات يافت در سنّ هشتاد و يك سالگى ( تولّد وى در 27 محرّم سنهء 549 بوده بقلعهء موصل ) و چون فرزند و جانشينى نداشت اربل و مضافات را برحسب وصيّت بخليفهء عبّاسى مستنصر واگذار نمود « 3 » ، مظفّر الدّين كوكبورى از اخيار ملوك عالم و در اعمال برّ و احسان بعباد اللّه و اشاعهء خيرات و اعطاى صلات و صدقات در همه آفاق معروف و همگى همّت او بترفيه احوال رعايا و دستگيرى فقرا و ضعفا و عجزه و مرضى و اصحاب آفات و كودكان و بيوه‌زنان و امثال اين طبقه از ناس مصروف بود ، در بلاد قلمرو خود انواع مريضخانه‌ها و دار الأرامل و دار الأيتام و دار العميان و دار العجزه و دار الرّضاعه براى كودكان سرراهى و دار الضّيافه و ساير بقاع خير از مدارس و خوانق و رباطات و غيره طرح انداخت و براى هريك از آن ابنيهء رفيعه مستغلّات خوب و املاك مرغوب موقوفات ساخت ، هفتهء دو روز شخصا ببيمارخانها ميرفت و بغرفهء يكيك از مرضى داخل ميشد و از هريك از ايشان تفقّد و دلجوئى مىنمود و مىپرسيد شب چگونه بسر برده و چه خورده و چه آرزو دارد و حالش

--> ( 1 ) ابن الأثير 12 : 174 - 175 ، 233 ، و الحوادث الجامعة 27 - 30 ، ( 2 ) ابن الأثير 12 : 196 ، ( 3 ) الحوادث الجامعة 23 ، و ابو الفدا 3 : 153 ،